:::::من امروزسخت گریانم::::: - تاریخ: 1402/9/12 ساعت: 10:51
v :::::من امروزسخت گریانم::::: :::::من امروزسخت گریانم::::: من امروزسخت گریانمتنم میلرزدو از خود بیزارمسرم پر درددوچشم پر اشکصدای نوجوان می پیچد در راهروبگو بابای من زنده استنفس داردفقط چشمان او بسته ستبرای لحظه ایبابای خود مانند فیلم دیدمنمیدانم چه سرّی بودبسوی نوجوان رفتمبغل کردمسرش را بوسیدمبه خو...
:::::چه سفید است همه جا ::::: - تاریخ: 1402/9/12 ساعت: 10:51
v :::::چه سفید است همه جا  ::::: :::::چه سفید است همه جا  ::::: آخ دلم تنگه خدا ازهمه کس گشته جدا نه رفیقی که بپرسد حال ما چه سفید است همه جا شده یکدست تمام جاده ها برف پوشانده تمام دیده هاشده زیبا همچون نقاشی چو ماهکوچه ها چه بیصدا انگاری گذر نکرده رو زمین نماند نشان از ردپا جیک جیک پرنده ها میوی گ...
:::::ازگذرگاه زمان جا مانده ام::::: - تاریخ: 1402/9/12 ساعت: 10:51
v :::::ازگذرگاه زمان جا مانده ام::::: :::::ازگذرگاه زمان جا مانده ام::::: بشنواز این دل چه غوغا میکندبیصدا غم را حکایت میکند من دراین دنیای فانی روزوشب چون کبوتر در قفس غلطیده امریشه ام را زخاکم کنده اندبر مزارمن همه نالیده اندسینه خونین من از حسرتش ازگذرگاه زمان جا مانده ام با چه کس گویم شرح وحال ز...
:::::شرط می بندم::::: - تاریخ: 1402/8/30 ساعت: 13:43
:::::شرط می بندم::::: شرط میبندم که خنده باز بر لبها بیآد گریه ها پایان بگیردشادی در دلها بیآد شرط می بندم محبّت جانشین کین شود کوچه ها خوشبو هم نورانی هم آذین شود شرط می بندموطن از آن ماستهر کجا باشیمبگوییم خاک ایران ارثی اجداد ماست شرط می بندم یه روز آزاد شود خالی از ماتم شودما بسازیم دوبارهکشوری ...
:::::یاد تو دوست خوب::::: - تاریخ: 1402/8/30 ساعت: 13:43
:::::یاد تو دوست خوب::::: آه بی تو ازتوشتن کمی جا ماندم من فراموش کرده امراه خود گم کردمحال ازتو مینویسم امّا شعرم فقط برای توست افکارگُم شدم سرشار از خیال توستدر شعر های من حقیقتی نهفته ماندناگفته ها ی هرنفس گویایه ماجراستهربیت این نوشته ها برخاسته از دل است یادم نمیرود جای تو همیشه در کنارم کم است...
:::::چه روزایه خوبی بود::::: - تاریخ: 1402/8/30 ساعت: 13:43
:::::چه روزایه خوبی بود::::: چه روزای خوبی بودغم نبود غصّه نبودرقابت مدرسه بودرفاقت ها صمیمی بودیه کمی هم حسودی بودتوی دل ما شادی بودبیشتر کار گروهی بودعجله نبود صبوری بودیکی که دیر میکرد یه روزیا که نبود توی کلاسزودی می پرسیدیم چه شدجاش خالی بودچه روزایه خوبی بودفرقی نداشتبرفی یا بارانی بودیا هوا آ...
:::::شاخه گلهای سرخ::::: - تاریخ: 1402/8/10 ساعت: 18:27
:::::شاخه گلهای سرخ::::: به کجا باید گریخت؟ تابه کِی باید ندید ؟در نگاه افسردگیزندگی شد بردگیبا چه کس باید ستیز؟ خسته از این روزگاردر بدر دنبال راه چرخ گردون فلکاززمان جا مانده استشاخه گلهای سرخبرزمین افتاده است بوسه زد خون جوان بر خاک مامبا چه کس گویمیه مشت انسان نما با افکار خامدل چه پر درد است با...
:::::وقت آن است که از خود گذشت::::: - تاریخ: 1402/8/1 ساعت: 22:27
:::::وقت آن است که از خود گذشت::::: راز پنهانش چیست ؟ تا کجا دست ستمگربه خود میبالد که قدرت دارد؟ من یقین میدانم آنکه در راه حقیقت یک قدم بر دارد جاودان میماند هرچقدرساچمه و گلولهبرسروصورت هر نوجوان میبارد قطره های خونش صد جوان می روید این اسمش عشق است راهش پر خطرو جان باختنوقت آن است که از خود گذشت...
:::::xa0آن خدا را پادشاه پنداشتم::::: - تاریخ: 1402/8/1 ساعت: 22:27
::::: آن خدا را پادشاه پنداشتم::::: فکر میکردم خدا بالاسراست اوخبردارد زما وناظراست درخیالم خانه اش برروی ابر روشنایی میکند یک رهبر استفکر میکردم که کاخش از طلاستشب سوسو میکند او قادراستمن به رویای خودم اطراف اوهم فرشته کاردارد هم پری من به سر خواب و خیالی داشتم آن خدا را پادشاه پنداشتم آسمان را سجد...
:::::شادی چرا حی کم میشه xa0؟::::: - تاریخ: 1402/8/1 ساعت: 22:27
:::::شادی چرا حی کم میشه  ؟::::: وقتی امید تموم میشه شادی زخونه دور میشه غمهای دنیا رو سرتانبار و مثل کوه میشه روزا شب سیاه میشه آرزوها تباه میشه گلهای ناشگفته هم یواش یواش پژمرده و فنا میشه به خود میگم شادی چرا حی کم میشه ؟رفاقت هاآب رفته و آخرش هم جدا میشه انگاری ما بدهکاریم ازروزگارطلبکاریم دنیا ...
::::: من کیم ؟ اهل کجایم ؟::::: - تاریخ: 1402/5/10 ساعت: 18:39
در سرم دارم هزاران من سؤال چون حبابی مانده ام در یک خیالگر که من ایرانیم واسم ایران بر من است پس چرا با زور می پوشانند شال را بر سرم؟ دروجودم مهربانیدر نگاهم روشنایی نیمه شب فریاد آرممن مسلمان نیستم ایرانیم من مسلمان نیستم ایرانیمازتبار کورشم در وطن زندانیم دختری آزاده ام مثل یک پروانه ام درمیان آرز...
:::::چهارشنبه سوری به همه مبارک ::::: - تاریخ: 1401/12/26 ساعت: 14:00
پرسید به خاطر کی زنده هستی ؟با اینکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم به خاطر تو ،بهش گفتم به خاطر هیچ کسپرسید پس به خاطر چی زنده هستی ؟با اینکه دلم داد می زد به خاطر دل توبا یک چشم پر از اشک بهش گفتم به خاطر هیچ چیز .ازش پرسیدم تو به خاطر چی زنده هستی ؟در حالی که گریه می کرد گفت :به خاطر کسی که بر...
:::::در خیال خود::::: - تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 20:01
من به رویای خودمتو درکنارم زنده ایبا تو من حرف میزنم گویی زحالم خوانده ای میرسم با تو بمنزل پشت در جا مانده ایمن صدایت میکنم انگار نمیشناسی مرا می نشینی بر سکوی در خیابان را تماشاه میکنیدر خیال خودتورا با زور به خانه می برم چای داغی را که دوست داری برات دم میکنم تو می پرسی چه کارها میکنی؟ در نبودمن ...
:::::دلم از ظلم میگرید::::: - تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 20:01
منم ایرانبه رنگ ارغوان در فصل پاییزم گلوله میزنند بر چشم بینایم شکنجه میکنند بر پیکر م چونکه حقّ دارم زحرفهایم میترسندعدالت را میخواهممیلرزنددروکردند خوبان را بچیدند غنچه های نونهال باغ ایران را کدامین شاعر دانا نویسد شعر کشتن را؟ کدامین آدم عاقل شود همدست قاتلها؟مگر این دست رمق دارد که بنویسددوباره...
:::::توباورکن طبیعت را::::: - تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 20:01
نمیدانمچه بنویسم زپاییزی که خونین بودویا ازناله های مادران گویمنمیدانم نمیدانمزبان از گفتنش عاجزتمام کوچه های شهر سیاه پوشندطنین غرّش شیران جان برکفکه با فریاد آزادی گلوله خورده اندبازهم ایستادنداگر از قهرمان گویمتمام کودکان ونوجوان کشورمچون کاوه میجنگندجوانان وطن تا پای دارشعر آزادی میخوانندهمین رو...
::::: چه رسمی دارد این دنیا::::: - تاریخ: 1401/4/3 ساعت: 18:25
دلم  طوفانی از درد است  نمیدانی چه دلتنگ استمیان سینه ام هچ آرزویی نیست  تمام آرزو چون غنچه نشگفته اسیر  بادپاییزی فنا گشته دلم دریایی از غمهاندانسته بدست روزگار افسوس تباه گشته چه رسمی دارد این دنیاگهی عاشقگهی ویرانگریست کارش  چه دل بستیم به این آیّام محبّت رفته ازیادش من وتوبچه دردیم  که ناخواسته ...
:::::وقتی تو رفتی آسمون::::: - تاریخ: 1401/4/3 ساعت: 18:25
وای که چقدر تنگ دلم  زندگی بی رنگ برامروزای بودن تو چه خوب باصفا بود هرجانگاه میکردممحبّت و وفابود وقتی تو رفتی آسمون انگار همه را بردی خالی شده خانه ما مرا  با خودنبردی  هرچه که میگذره زماننیاز بتو زیاده  میآم روخاکت میشینم  میگم بابا  ببین منو چه حال وروزی دارم  تنها گذاشتین من و روزخوشی ندارم  غم...
:::::سینه مالا مال درد::::: - تاریخ: 1401/4/3 ساعت: 18:25
بازکن آغوش گرمت راپدرخیلی دلتنگ توامسینه  میسوزد چوشمعآتش درده تنم  اشک میبارد چوابر  گویی که عصیان کرده استدرمیان غصّه وغمقصّه پنهان کرده استحسرت درد جداییقلب را دیوانه کردرفتنت آنی شدوامّا مراافسرده وویرانه کرد سینه مالا'>مالا مال درد درسکوت و هم که سرد دست تقدیرطبیعتهمنشین غم شدوتاکه مرا بیچاره ک...
:::::هرچه خواندم حسرت دیدار بود::::: - تاریخ: 1399/12/17 ساعت: 13:57
آنقدردرحسرت دیروز شدم رفتم بسوی خاطرات از گذشته دفتری ماندوزروی احتیاط خود فراموش کرده بودم آنچه که برمن گذشت هرورق ازآشنایی با توبود آرزوهای جوانی پیش توافسانه بود سطربه سطر خواندم تمام شب را عمر من با دفترم همخانه بود هرچه خواندم حسرت دیدار بود عشق ما نقاشی دیوار بود اززمانه شکوه کردم دردلم پس چرا...
:::::غصه نخور غریبه ::::: - تاریخ: 1399/12/17 ساعت: 13:57
غصه نخور غریبه اینجا همه بیکسیم عمر داره میگذره درحسرت دیروزیم هرجاقدم بزاریم غمها رفیق راهه منتظره چه هستیم دنیایی که خوب نیست آسمون گرفته باریدن هم بلد نیست هروقت زمستون میشه میگیم بعدش بهاره نوید دیدارمیدیم ولی همه خیاله ببین توشعرای من شادی فرار کرده رسیدن به مقصد برای ما محاله مارا بگو چه کردیم...