:::::سال ۱۳۹۹مبارکباد:::::
-
تاریخ: 1399/1/8 ساعت: 4:36
:::::گرفتار کرونا :::::
-
تاریخ: 1399/1/8 ساعت: 4:36
شاید قسمت این بود که با مریضی بمیرم خیلی تلاش کردم و مواظب بودم امّا باز گرفتار کرونا شدم نمیدانم تلاش میکنم زنده بمانم تا سعی داشتم کمک کردم اصلاً مربوط به بخش و رشته من نبود ولی یک وظیفه
::::: وایناختن مبارک:::::
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:11
وایناختن که شب مقدس کریسمس هم نامیده میشودهمان جشن تولد عیسی مسیح میباشد۲۴ دسامبر (شب تولد مسیح) شب مقدس نامید شده و روزهای ۲۵ و ۲۶ دسامبر نیز جزو تعطیلات مذهبی میباشندمسیحیان به خصوص مسیحیان کاتولی
:::::شب یلدا در حال رسیدن است:::::
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:11
:::::::::: وایناختن مبارک:::::
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:11
ich wünsche allenein schönes weihnachtsfestund einen guten rutsch
::::: مادرم روزت مبارک :::::
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:11
روز مادر را به همه مادران جهان تبریک میگویم
:::::ایران من تسلیت:::::
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:11
ایران من تسلیت زبان جرأت گفتن ندارد عقل هم بازیچه زمان شده انگار مردگان بهتر میتوانند حقیقت زندگی را با سکوتشان باز گویی کنند زندگان در دام بلا فریاد را درسینه های پراز بغض و نفرت در چه کنم ها مان
:::::ببین باریدن اشکهای خورشیدرا:::::
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:15
صدای نم نم باران مرا با خود کجاها بردزمین خیس پاییزی گویی شکوه ای داردبه خود گویمگٍله کم کن نگاه بر آسمان بندازببین ابر سیاه و غرش اورا ببین باریدن اشکهای خورشیدرادلش خون استزدست این زمانهچه کس داند
:::::فریاد به هر جا میزنیم:::::
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:15
روزگار پیر هم هر روز سازی میزند گاه سیل گاه زلزله دست به کشتن میزند مادررنجیده با چشمان اشک ناله بر جسم به خون غلطیده فریاد میزند روز ما سخت بودو وبا کلی تلّاش اوتماشاه میکند لبخند بیجا
:::::چرا دل در رهش دادی؟:::::
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:01
نگاهت را چو دیدم مندلم پرواز شد پروازبه روی آسمانها گشتو کرد اسم تو را آغازو آن لبخند شیرین اتشرر بر جان من انداختو لبهای چو یاقوتتبرایم بوسه ای می ساختنشین ای دل مکن فریادچه بیهوده فغان و دادنه لی
:::::هست جایی که نیرنگی نباشد:::::
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:01
شوق پرواز دارم اینک تا بدانم آن سوی تر چیست؟تا بدانم آن طرف تر کیست؟هست جایی که نیرنگی, نباشد,هست جایی که فریبی از رفیقی هم نباشد,هست جایی کز بلغزد پایدستی آید سوی تولیک با دو چشم مضطربونه نگاهی با خشون
::::: حال امروز را ببین تنها شدیم افسرده تر:::::
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:01
رفته ای تو از برم من شدم دیوانه تر هر دو چشمم تار گشته روزوشب هم تارتر بودنت جان بودومن مینوشتم شعرها رفتنت آتش زده این دل شده آشفته تریک به یک آرم بیادم آنچه که برما گذشت گویی در خواب بودو میشوم ب
:::::فقط درحسرت یک دوست :::::
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:01
کسی در را نمی کوبد زحال من نمی پرسد خبر ازمن نمی گیرد درونم حسرتی دارم فقط درحسرت, یک دوست که جان ودل یکی باشد کلامش دلنشین باشد رفیق بی ریا درهرزمان باشددلم در حسرت مهراست وتوبیکس چومن تنها بگو
::::: شادی قلبم مال تو :::::
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:01
خنده لبهام مال تو چشم غم انگیز مال من شادی قلبم مال تو حسرت دیدار مال من شعرهای زیبا مال تو سوختن وساختن مال من ستاره باران مال تو خاموشی شب مال من گلهای عطری مال تو نیش زنبورها مال من روزهای
:::::سوختم ازدرد حسرت:::::
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:01
حکایت ما بودن ولی دست ما نیست غصّه ای چون کوه داشتن بر دل بیمارگون نیست روزو شب فریاد آری سوختم, ازدرد, حسرت قصّه ما درس عبرت میشود آموزگار نیست گر نشینیم و نویسیم آنچه بگذشت هی بخندیم به روز
:::::توهر چه زودتر برو:::::
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:01
تواز ویرانه ما دور شو اینجا ماتم سرا هست توهر چه زودتر, برو تا گرفتار درد نشوی از کوچه استقامت گذر نکن حتیً اسم کوچه را فراموش کن غم اینجا غوغا میکند درختان بعضی ها لخت و بعضی هم به زردی زده
:::::گر انتهار نکند چه کند؟:::::
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:01
گر روح رود ازجسم این تن چه کند؟ چوابر تیرو تاریک شود بی آفتاب چه کند؟اگرریشه درخت بر اثر تیشه ازبین رود ساقه وبرگ آن بی پایه چه کند؟هیچ فکر کرده ای اگر روئیدن سبزیها شکوفه دادن درختان نبود نفس کشی
:::::این یه جور نامردیست:::::
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:01
من چه ساده بودم فکر کردم که یکی همدرداست یا که دوستٍ روزهای پر درد است هیچ نمیدانستم که دلش از سنگ است دل شکایت میکرد ازغم دوری او کفر به عالم میکرد یکطرف دوری او یکطرف خاطره ها سالها زمزمه
:::::بازاز تو اثری نیست:::::
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:01
هرروز به عشق تو بیدار شوم شاید که ببینم کمی شادشوم ازکوچه گلها هرروز گذری هرگز نکردی یک آن نظری این پنجره ی روبه کوچهبه من وابسته شده شاید هم بامن به انتظار نشسته زدست من خسته شده امروز هم م
:::::پدر روزت مبارک :::::
-
تاریخ: 1398/1/19 ساعت: 22:44
پدر گلم عزیزترینمبهترین بابای دنیاروزت# مبارک# پدر مهربانمآنقدر دلم برایت تنگ شده که هیچ زبانیگویای گفتن را نداردوهیچ قلمییارای نوشتن را در خود نمی بیند حسرت دیدار تمثل قصّه های افسانه ای شده چشمها نگر