:::::درمیان غصّه ها::::: - تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 7:09
تو که رفتی من هم ز زندگی سیر شدم درمیان, غصّه, ها زارو زمینگیر شدم همنشینم شده غم مونس جانم شده درد بی صدا سوختم وبی تو چنین پیر شدم به غروری که شکسته به دلی از همه خسته به نگاهی که هنوز
:::::من کویرم::::: - تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 7:09
کویری خشکم آنقدر خشک که ترکهای زخم شده تنم را هیچ سیلابی سیراب نمیکند پرنده مهاجر از اینجا گذر نمیکند ساربان ها راه دیگر را ترجیح داده اند تنها وبدونه همصحبّت روزها میگذرد سالهاست گلی درقلب م
::::: حتماً کسی بود ::::: - تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 7:09
شاید یکی باشد برای مرگ من ماتم بگیرد ازرفتنم دلگیرشود درچشم اوهم غم بگیرد شاید کسی باشد برایم اشک بریزد با خواندن شعرم مرا یک لحظه دررویای خود آغوش بگیرد شاید یکی باشد بگوید درخیابان درزیر ب
:::::نه هم نفسم شد نه عاشق تبدار::::: - تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 7:09
هرکس یه کسی داردو من منتظر یار پروانه زشمع سوزدو من با دل بیمار گویند چنین هست در حسرت دیدار هم دیده بگرید هم فکر گرفتار رفتم به سکوتی که شاید ببیند نه یار مرادید نه دوست فداکار اوگ
:::::هیچ نیآموخت فقط پر گرفت::::: - تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 7:09
باز دلم به سوی توپر گرفت,بهانه پیش تو بودن را ازسرگرفت فکرودلم هردوهواخواه ی توست حسرت دیداربخدا جان گرفت قصّه عشقم شده یک داستان این دل تنگم شده یک بوستان رویای هرشب شده خواب و خیال باتوشدن
:::::شاید که خسته بودی ::::: - تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 7:09
ترسیدم از کلامت آن دم که گفته بودی, له شداین غرورم ازبس شکسته بودی من در غم ندانی تودر پی که دانی درچشم من ندیدی شاید, که خسته, بودی؟ یاکه ندانی ازمن چشمت را بسته بودی؟ این رنگ زرد پاییز برگ
:::::من غمکده عشقم وباران غصه::::: - تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 7:09
من به تنهایی شب عادت کردم تو به کدامین آغوش خودرا سرگرم کرده ای ؟ من به روزهای گذشته حرمت واحترام را پیشه کردم تو با قدرت کلام چه کسی را به دام انداخته ای؟ من به حال خود درکوچه های بیصدا گریه کردم
:::::من رهگذر کوچه های تاریکم::::: - تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 7:09
من رهگذر, کوچه, های تاریکم, بزرگ شده خیابان دلهره ها تشویقهای کسی مرا به مرز باور ها نرسانده بازیچه زمان نشدم خواستار راستی بودم من رهگذر دلتنگ شبهای پر ستاره ام که در آسمانها دنبال ستاره خود میگردم
:::::کجاست آن دل لرزان؟::::: - تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 7:09
دلتنگ توام اشک شده نم نم باران دیوانه بخواندفقط اسم توراازسرعصیان هم باد زند سیلی هم ساز غزل خوان عقلی به سرم بود وفا تاج سرم بود آرام گرفتند شدم زارو پریشان نه قدرت ماندن نه امید برگشت سوزی ب
:::::عطر نفسهای تورا حسّ میکنم::::: - تاریخ: 1396/10/30 ساعت: 22:25
کوچه ها تاریک و پنجره ها از سرما یخ بسته هنوز منتظرم دررویا هستم شاید بر گردی چشم از کوچه بر نمیدارم لحظه های شادی را گم کرده ام یاد حرفهایت ونگاه چشمانت می افتم که دوست داشتن را فریاد میکرد وگاهی با خنده و گاهی با حسرت به خودم می بالیدم ومغرورانه امیدوار مدّتی ست سردی هوا بین ما فاصله انداخته من عا...
:::::تاکی تمدّید تاریخ میزنی؟::::: - تاریخ: 1396/10/30 ساعت: 22:25
من با سپیدی صبح خو گرفته ام تو بگو با تاریکی شب زمان را چگونه به سحرمیرسانی ؟ من سردی زمستان را در رویای با تو بودن و سر را روی دستان تو گذاشتن وبا نفسهای تو گرم میکنم تو با کدامین خیال ظلمت شب ویخبندان را سپری میکنی؟ گذر شب به روز وروز به شب شده تکرار زندگی عادی حسرت دیدن ما شده افسانه لبها جواب دل...
:::::داشتم میرفتم ::::: - تاریخ: 1396/10/18 ساعت: 1:52
داشتم میرفتم ازدیارتو ازبی تفاوتی تو داشتم ازتو فرارمیکردم ندانسته از خودم دورشدم میدانی ؟ گاهی تکرار بعضی از کلمات لازم است داشتم عادت میکردم که فراموشت کنم شکستن دل به ساده گی آب خوردن است امّا قلبی که زخم عمیقی برآن ماندگار شده را چگونه میتوان مرمّت کرد؟ درد را میشود تحمّل کرد چشمان اشکی ونا امید...
:::::صدسال هم باشد میمانم ::::: - تاریخ: 1396/10/18 ساعت: 1:52
من هنوزدر کوچه مهر باقی مانده ام سردی نگاه دیگران را نمی فهمم قول دادی که میمانی نماندی ورفتی گفتی عهد شکن نیستم وشکستی قسم خدا را خوردی باورت کردم از تو فقط خاطرات و چند عکس مانده و گریه های شبانه واین کوچه قدیمی دلم بد جور هوایت را کرده اما دنبالت نمیگردم هرچند صورتم زرد زغصّه رنگ پاییزم می سازم و...
:::::حرف هذیان مرا باورنکرد::::: - تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 2:30
حس کردم تنم میسوزد ازتب رنگ رخسارم زتب آتش گرفت چشم خون آلود من درانتظار قلب زخمی مرا مرهم نکرد دراطاقم ناله کردم من زدرد هیچکس نشنیدو دررا باز نکرد آتش تب آنقدر بالا بود قرص آرام بخش هم آرام نکرد هرکجابرف و هوای سرد بود بسترم ازشدّت تب گرم بود جای آب خون میچکید برگونه ام غم مرا دیده ولی یاری نکرد ا...
:::::دل من غمگینه::::: - تاریخ: 1396/9/23 ساعت: 7:16
حالم را مپرس همه چی آرومه در هوای سرد آخرپاییزی همه جابارونه همه درحال خرید سال میلادی نونزدیکه دل من غمگینه نه پدردر خانه نه کسی درد مرا درک کُنه قلب من داغونه سینه ام پر خونه روح احساس مرده صورتم افسرده مثل آهو که تیری خورده دورخود میگردم همه چی آرومه شب تاریک با ابرسیاه از سوسوی ستاره ها محرومه م...
:::::حیران زدست این زمان ::::: - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 23:26
گر آسمان غمگین شود باران سرازیر میشود این شاعر نیمه جان ازغصّه پنهان میشود این روزگار بی وفا هرگرسر یاری نداشت با عاشقان کاری نداشت دل را به حال خودگذاشت تخم شقایق را فقط دردشت وصحراها فشاند حیران زدست این زمان هم درزمین هم آسمان آخر پشیمان میشود از سوروساز زندگی ماند همیشه بندگی غافل شویم مالحظه ای...
:::::زمان در گذر است ::::: - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 23:26
من وتو خیلی وقته که فهمیدیم راه ما جدا شده امیدوآرزوها ماه هاست که از دلمون رها شده غصّه های قلب زخمی ما هرروز انباشته شده فکرهای خوب ما همیشه بود امّا روح ما بازیچه زمان شده سردی گفتارتو کشید منو به خلوتم عاقبت دفترعشق و عاشقی گسستنش روا شده روزهایی دل ما سبز پراز شادی بود دستها گرم نگاه راضی بود م...
:::::تصادف پاییزی::::: - تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 17:13
زوزه باد آنقدرزیاده حس میکنی بازکسی مرده سرد وبارانی خیابان ها خلوت تک وتوک رهگذری باچترمیگذرد درختان زرد وکمی لخت وروزمین برگهای زرد ونارنجی پاییزی با ماشینم ترافیک شده بخاطر باران بیشتر با ماشین میرن سرکار چشمم به یکی از همکاران خورد یواش سرعت را کم کردم واستادم گفتم سوارشو بدون درنگ سوارشد تشکّر ...
::::: گویی عزادار تو اند ::::: - تاریخ: 1396/9/6 ساعت: 8:52
بابا کجایی زود بیا جای تو خالیست در عزا رفتم به هیئت سرزنم ازتو هی حرف میزدند سینه زنان سینه زدند اسم تورا داد میزدند آن نوحه خوان آشنا فریادزد با سوزو آه این یادگار مانده به جا برگرد بیا برگرد بیا بابا نمیدانی چه شد عکس تورا برروی دیوار کنده اند اطراف آن با شمع چراغان کرده اند گویی عزادار تو اند از...
::::: یادت هست ؟::::: - تاریخ: 1396/9/6 ساعت: 8:52
حال که ازبرت رفتم ودل بریدم با حسرتم ساختم و بیکس به هر جا سر کشیدم چشمانم فقط دنبال تو بود با هرکسی حرف زدم خواستم لحظه ای فراموشت کنم گویا درصورت هر کس رخ تو را نقاشی کرده اند آخرش به تو رسیدم تورا دردلم حک کرده اند در همه جهان بگردم هیچکس تو نمیشود تورا با خیالهای پرواز با ستارگان درخشان حتی با م...