::::: دوست داشتم فاتح دنیا شوم::::: - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 17:23
دوست داشتم فاتح دنیا شوم هرکه مشکل داشت من مشکل گشای آن شوم دوست داشتم دختر بابا شوم دست به دست او دهم درمان هر درد ها شوم آرزوها دست دستان توانای خدا یک به یک از بین برفت و عاقبت قلب زخمی تو را مرهم شوم من که هیچ کاریم به این دنیا نبود حسرتم جز دوری از ماما نبود برق چشمان پدر راه امید را
::::: این خدا را مهربان پنداشتم::::: - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 17:23
روزگاری حال شادی داشتم خنده ای شیرین به لب شوق و صفایی داشتم این زمان لعنتی چشم دیدن را نداشت با حسودی غصّه و غم را تو قلبم جا گذاشت هر چه آمد بر سرم گفتم خدااینطورنوشت خواست او بودو صلاح وسرنوشت فکرمیکردم خداوند عادل است کل دنیا را فقط او رهبر است من نمیدانستم که از روزازّل این